محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

674

مخزن الأدوية ( ط . ج )

آهن تفته در آن خاموش كرده باشند جهت ذوسنطارياى دموى مجرب و آشاميدن خون خشك كرده آن به قدر پنج درم جهت اسهال دموى و چون بچه چشم نگشوده آن را به تمامه در آب طبخ دهند به حدى كه با آب يكسان گردد و نود مثقال گندم در آن آب بجوشانند تا جميع آبها را جذب كند و خشك شود و آن گندم را به خوراك مرغ يك ساله كه در تاريكى بسته باشند بخورانند و بعد از اتمام آن مرغ را كباب كرده زن عاقر تناول نمايد كه غذاى ديگر در آن مخلوط نباشد باعث حمل زنان عاقر گردد خصوصاً سه مرغ پرورده را به سه روز بخورد و در فربه كردن بدن نيز مجرب و آشاميدن و حمول پنيرمايه آن مخرج ميت و چون بچه سگ پستان زن مرضعه كه شير در آن منعقد شده باشد بمكد رافع انعقاد آن گردد و آشاميدن بول آن مانع حمل و قطور شير آن كه نيز از اول مرتبه زاييدن آن باشد در احليل رافع حرقه البول . * السموم * آشاميدن پنيرمايه آن به قدر ربع درم رافع حرقه البول و جگر بريان نموده كباب آن جهت رفع سميت گزيدن سگ ديوانه مؤثر خصوص كه جگر همان سگ ديوانه گزيده باشد و به دستور ضماد خاكستر آن با سركه جهت سگ ديوانه گزيده و آشاميدن خون آن جهت سگ ديوانه گزيده و آشاميدن شير آن به شرط مذكور رافع زهرهاى قتاله . * الاورام و الجروح و القروح * خوردن پخته آن در آب با ادويه خوشبو در رفع جذام مجرب دانسته‌اند و طلاى سرگين آن محلل اورام صلبه و ذرور خشك آن جهت زخمهاى كهنه و ضماد خاكستر نيز جهت زخمهاى كهنه و شقاق و بواسير و حكه و بول آن رافع ثآليل و پيه آن محلل خنازير و چون بچه چشم نگشوده آن را با سرگين گاو بسوزانند و بر ناصور بپاشند خشك گرداند . * الزينه * چون بول سگ ماده را در ظرفى كنند و بگذارند تا منعقد گردد و بر مو بمالند سياه گرداند و نيكو خضابى است و گفته‌اند كه ماليدن شير آن بر پشت زهار اطفال و خصيان مانع روييدن موى است و همچنين به هر موضع كه خواهند و اصلى ندارد . * الخواص * استخوان و عصب سگ با استخوان شكسته و عصب گسيخته انسان پيوند پذيرد به خلاف استخوان و عصب حيوانات ديگر و تعليق ناب آن كه دندان نيش نامند مانع خرخره آواز و حرف زدن انسان است در حالت خواب و رافع يرقان و بر طفل باعث برآمدن دندان بىدرد و الم و چون ناب آن را با ناب گربه كه به موى ايشان بخور نموده باشند در هر خانه كه دفن نمايند باعث حدوث فتنه است در آن و زبان سگ سياه را چون در موزه دارند از جميع گزندگان ايمن گرداند تعليق ناب كلب كلب كه در پوست همان سگ بسته باشند بر بازو رافع شر كلاب كلب است هر چند كه دارنده آن را بگزند و نگاه داشتن قراد كلب با خود باعث فرياد نكردن و اذيت نرسانيدن كلاب است به دارنده آن مگر سگى كه از آن قراد گرفته‌اند . تعليق قضيب خشك كرده آن بر ران به غايت معين بر جماع و تعليق موى سگ سياه يك رنگ جهت صرع نافع است . خربق كشنده سگ است و چون دارچينى را كوبيده در خمير گرفته بخورد سگ بدهند به طرب و رقص آيد و چون زهره سگ آبى مقدار يك عدسه بخورند بعد از يك هفته هلاك مىشود ، علاج آن آشاميدن روغن گاو تازه است با جنطيانا و دارچينى و پنيرمايه خرگوش ممزوج به روغن تازه طيب و تلطيف تدبير و چون كلب كلب كسى را بگزد اكثر عوارض سگ ديوانه مانند توحش و آثار ماليخوليا طارى مىگردد . علاج او آنست كه محجمه بر آن موضع گذارند و به قوّت بكشند تا خون بسيارى برآيد پس مرهم‌هاى محرقه و اكال بر آن گذارند و با سير كوبيده با سركه و زيت سرشته و با چغندر و پياز و تره تيزك پخته با روغن يا سير و پياز با نمك كوبيده به خاكستر چوب تاك سرشته و اين تدابير در ابتدا است تا سم قبل از سرايت سم در جميع بدن و هنگام سرايت آن بايد كه متوجه تنقيه بدن شوند به مسهلات صاحب ماليخوليا و خورانيدن دواء الذراريح و دواء السرطان مخصوص به سم آنست و ترياق فاروق خورانيدن و ادويه ترياقيه اگر از اين تدابير به حال آيد بهتر و الا به ساير تدابير اصحاب ماليخوليا از ترطيب مزاج و اغذيه و يا حمام و غير آن پردازند . كلخ به كسر كاف و سكون لام و خاى معجمه و به حاى مهمله نيز آمده . لغت سريانى است . ماهيت آن : بغدادى گفته نباتى است برگ آن شبيه به برگ تفاح . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : قابض و رافع نفث الدم و اسهال دموى و گزيدن افعى و سعوط آن جهت رعاف نافع و تخم آن بسيار گرم . افعال و خواص آن : مدر عرق و رافع مغص و از قول آن ظاهر مىشود كه اندروطاليس باشد و در آنجا تصريح نموده كه مانند اشنان بىبرگ است و در اينجا تصريح كرده كه نزد اهل مغرب اسم قنا و نزد اهل مصر اشق است . گل داودى به ضم كاف عجمى و لام و فتح دال مهمله و الف و ضم واو و كسر دال مهمله و يا . ماهيت آن : گلى است كه در ملك هند و بنگاله به هم مىرسد و مشهور است شبيه به گل نسرين در جميع صفات و برگ آن فى الجمله مانند برگ پنبه و گياه آن به قدر ذرعى و زياده بر آن